فرمانداري قم :
فراخوان و اطلاعیه
گزارش تصويري

سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی را گرامی می داریم یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر شهرستان قم
ادارات و سازمان هاي استان
آمار بازديداوقات شرعي

کل بازدید کنندگان : 868210
بازدید کنندگان امروز : 63
بازدید کنندگان این صفحه : 2371
بازدید کنندگان آنلاین : 7
مدت زمان تولید صفحه : 0/3594
قم در احاديث و روايات


1. پيامبر اکرم(ع) مى فرمايند: «خدايا! اشعرى ها را از کوچک و بزرگ بيامرز» (آن زمان اکثر مردم قم از طائفه اشعرى ها تشکيل مى دادند).[1]
2. پيامبر اکرم(ص) مى فرمايند: «هنگامى که مرا به آسمان چهارم بردند، نگاهم به قبّه اى از درّ افتاد که داراى چهار در و چهار پايه بود، همانند پارچه زربافت سبز رنگ، گفتم: اى جبرئيل، اين چه چيزى است که بهتر از آن در آسمان چهارم نديدم؟ جبرئيل گفت: شکل شهرى است که به آن «قم» گفته مى شود و بندگان مؤمن خدا در آن اجتماع مى کنند و در انتظار محمّد و شفاعت او در قيامت و روز حساب بسر مى برند، غم و اندوه و سختى ها به آنها روى مى آورد».[2]
3. انس بن مالک گفت: روزى خدمت پيامبر (ص) نشسته بودم که حضرت امير(ع) وارد گرديدند، پيامبر(ص) به ايشان فرمودند: «جلو بيا»، سپس دست به گردن او انداختند و ميان دو چشم او را بوسيدند و فرمودند:
«اي علي! خداوند ولايت تو را بر آسمان ها عرضه کرد، آسمان هفتم براى پذيرش ولايت تو سبقت گرفت، پس خداوند آن را به عرش زينت بخشيد، سپس آسمان چهارم پيشى گرفت، و خداوند آن را با بيت المعمور زينت بخشيد، بعد آسمان دنيا سبقت گرفت، خداوند آن را به ستارگان آذين کرد، سپس ولايت تو را به زمين ها عرضه کرد، پس مکّه براى پذيرش آن پيشى گرفت و خداوند آن را با کعبه زينت بخشيد، بعد مدينه سبقت گرفت، خداوند آن را به واسطه من زينت بخشيد بعد از آن کوفه پيشى گرفت و خدا آن را به واسطه تو زينت داد بعد قم براى پذيرش ولايت تو پيش قدم شد و خداوند آن را به واسطه عرب (اشعرى ها) زينت بخشيد و درى از درهاى بهشت را به سوى آن باز کرد».[3]
4. اميرمؤمنان(ع) مى فرمايند:
«سلام و رحمت خدا بر مردم قم، آنان اهل رکوع، سجود، خشوع، نماز و روزه اند. آنان عالمان دين اند و اهل ولايت».[4]
5. از اميرمؤمنان(ع) سؤال گرديد؛ سالم ترين شهرها و بهترين مکان ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشيرها کجاست؟ امام(ع) فرمودند: «سالم ترين مکان ها در آن روز، زمين جبل است. پس هنگامى که خراسان مضطرب شود و بين مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد و سجستان ويران شود، در اين صورت سالم ترين مکان در آن روز، شهر قم است».[5]
6. امير مؤمنان(ع) مى فرمايند: «مردى از قم، مردم را به سوى حق دعوت مى کند، گروهى با او همراه مى شوند که همانند پاره هاى آهن هستند که بادهاى تند آنان را نمى لغزاند و از جنگ خسته نمى شوند و نمى ترسند و بر خدا توکّل مى کنند و عاقبت خير براى پرهيزکاران است».[6]
7. اميرمؤمنان(ع) مى فرمايند: «درود خدا بر مردم قم، رحمت و لطف خدا بر آنها باد، خداوند شهرهاى آنان را از باران سيراب نمايد».[7]
8. امام صادق (ع) مى فرمايند: «زمانى که رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم پناه آوريد، زيرا قم پناهگاه فاطميان و محلّ آسايش مؤمنان است».[8]
9. امام صادق (ع) مى فرمايند: «خداوند از ميان همه شهرها، کوفه، قم و تفليس[9] را برگزيده است».[10]
10. از امام صادق (ع) سؤال شد: شهرهاى جبل کجاست؟ براى ما نقل شده زمانى که حکومت به شما برگردد قسمتى از آن بيرون مى آورد. امام (ع) فرمودند: «جبل مکانى است که به آن «بحر» گفته مى شود و آن قسمت «قم» ناميده مى شود. آن جا مرکز شيعيان ماست».[11]
11. امام صادق (ع) مى فرمايند: «هنگامى که فتنه همه شهرها را فراگرفت، به شهر قم و اطراف آن روي آوريد، زيرا گرفتارى از قم دفع شده است».[12]
12. امام صادق(ع) فرمود: «در شهر قم شيعيان و دوستان ما هستند، در آينده ساختمان در آن شهر زياد مى شود، و مردم راهى آن جا شده و در آن شهر اجتماع مى کند تا جايى که نهر جمر (رودخانه)[13] در وسط شهرشان قرار مى گيرد».[14]
13. امام صادق (ع) مى فرمايند: «سلام بر مردم قم، خداوند شهرهاى آنان را با باران سيراب مى کند و برکت ها را براى آنان نازل مى کند و بدى هاى آنان را به خوبى ها تبديل مى کند، آنها اهل رکوع و سجود و قيام و قعود هستند، آنان فقيه و دانشمند هستند. آنان اهل درک حقايق و روايت و عبادت نيکو هستند».[15]
14. امام صادق(ع) مى فرمايند: «مردم خراسان نشانه هاى ما هستند، و مردم قم ياران ما و مردم کوفه مايه استوارى ما و اهالى اين نواحى از ما هستند و ما هم از آنها هستيم».[16]
15. حماد ناب گفت: گروهى خدمت امام صادق (ع) بوديم که عمران بن عبدالله قمى وارد شد، امام (ع) از حالش سؤال کرد. و نسبت به او نيکى و خوش رويى کرد: وقتى برخاست و رفت به امام عرض کردم: اين که به او اين چنين خوبى کردى چه کسى بود؟ فرمود: «از اهل قم بود، هيچ ستم گرى قصد بدى به آنها نمى کند جز اين که خداوند او را مى شکند».[17]
16. امام صادق (ع) مى فرمايند: «محلّ رستاخيز تمام مردم به سوى بيت المقدّس است مگر مکانى در سرزمين جبل که به آن قم گفته مى شود، آنان در همان قبر خودشان محاسبه مى شوند و از همان مکان به طرف بهشت مى روند»، سپس فرمود: «مردم قم آمرزيده شده اند».[18]
17. امام صادق (ع) مى فرمايند: «خدا به کوفه بر ساير شهرها احتجاج کرده و به مؤمنان آن جا در مقابل مردم ساير شهرها احتجاج مى کند و به واسطه شهر قم به ساير شهرها هم احتجاج مى کند و به مردم قم به تمام مردم مشرق و مغرب از جنّ و انس محاجّه مى کند، خداوند قم و مردم آن را رها نکرده تا مستضعف (فکرى و فرهنگى) شوند بلکه آنان را موفّق و تأييد کرده است».[19]
18. امام صادق (ع) مى فرمايند: «براى قم فرشته اى است که بال هايش را بر آن گسترده است، هيچ ستم گرى قصد بدى به قم نمى کند مگر اين که او را ذوب مى کند همانند ذوب شدن نمک در آب».[20]
19. امام صادق(ع) يادى از کوفه نموده و مى فرمايند: «کوفه به زودى از مؤمنان خالى مى شود و علم از آن جمع مى شود همان گونه که مار در لانه اش جمع مى شود، سپس علم و دانش در شهرى که به آن قم مى گويند ظاهر مى شود، و آن جا مرکز علم و فضيلت مى گردد، تا جايى که هيچ کس حتّى خانم هاى خانه دار در دين مستضعف باقى نمى مانند و اين نزديک ظهور قائم ما (حضرت مهدى عج) خواهد بود».[21]
20. امام صادق(ع) مى فرمايند: «امّا رى پس واى بر آن دو بالش، و امنيت و آرامش در آن از طرف قم و اهل قم است». سؤال شد دو بال کدامند؟ امام (ع) فرمودند: «يکى بغداد و ديگري خراسان است».[22]
21. امام صادق(ع) مى فرمايند: «زمانى که امنيت از بين مردم رخت بربندد و مردم بر اسبان سوار شوند (و به تاخت و تاز پردازند) و از زن هاو بوى خوش کناره گيرى کنند، پس بايد از نزد آنان فرار کرد». راوى گفت: فدايت شوم، کجا بايد فرار کرد؟ امام (ع) فرمودند: «به سوى کوفه و اطراف آن يا به سوى قم و اطراف آن زيرا بلا و گرفتارى از آن دو دفع شده است».[23]
22. امام صادق(ع) به عفان بصرى فرمودند: «مى دانى چرا قم ناميده شد»؟ گفتم: خدا و پيامبرش و شما آگاه تريد. فرمودند: «قم ناميده شد چون اهل آن با قائم آل محمّد(ص) همراه مي شوند و با او قيام مى کنند و او را يارى مى کنند و استوار خواهند بود».[24]
23. يکى از ياران امام صادق (ع) مى گويد: ما خدمت امام صادق (ع) نشسته بوديم، امام(ع) فرمودند: «خراسان، خراسان، سجستان، سجستان! گويا مردم آن دو جا را مى بينم که سوار بر شتران شده و با سرعت به طرف قم مى روند».[25]
24. امام صادق (ع) مى فرمايند: «هنگامى که بلا و گرفتارى همگانى شد، امنيت در کوفه و اطراف آن (از سواد)[26] و در قم خواهد بود، و قم براى انسان هراس ناک و در حال حرکت مکان خوبى است».[27]
25. امام صادق(ع) مى فرمايند: «هيچ کس به قم و مردم قم قصد بدى نمى کند جز اين که خداوند او را خوار و ذليل مى کند و او را از رحمت خود دور مى سازد».[28]
26. امام صادق (ع) مى فرمايند: «تربت قم مقدّس است و مردم قم از ما هستند و ما هم از آنانيم، هيچ ستم گرى قصد بد به اهل قم نمى کند مگر اين که عذاب او جلو مى افتد تا وقتى که مردم به برادران خود خيانت نکنند، ولى وقتى که خيانت کنند خداوند ستمگران را بر آنان چيره مى سازد. آنان ياران قائم ما و دعوت کنندگان حقّ ما هستند». سپس امام سرش را به طرف آسمان بلند کردند و فرمودند: «خدايا آنان را از هر فتنه اى مصون بدارو از نابودى نجات بخش».[29]
27. صفوان بن يحيى گفت: روزى خدمت امام هفتم(ع) بودم، نام قم و مردم قم و تمايل آنها به حضرت مهدي(ع) به ميان آمد. امام(ع) نسبت به آنان اظهار لطف و مهربانى نمودند و فرمودند: «خدا از آنان خشنود گردد».[30]
28. امام کاظم(ع) مى فرمايند: «بهشت داراى هشت در است و يکى از آن براى مردم قم است و آنان در ميان مردم ساير شهرها برترين شيعيان ما هستند، خداوند ولايت ما را در طينت آنان قرار داده است».[31]
29. امام کاظم(ع) مى فرمايند: «قم آشيانه آل محمّد(ص) و پناهگاه شيعيان آنان است، امّا به زودى گروهى از جوانان آن به علّت نافرمانى پدرانشان و سبک شمردن و مسخره کردن بزرگان و کهنسالان نابود مى شوند، ولى با همه اين ها خداوند شر دشمنان و هرگونه بدى را از آنان دفع مى کند».[32]
30. امام رضا(ع) مى فرمايند:
«هرگاه آشوب و فتنه ها بر شهرها و آبادى ها سايه افکند بر شماست که به قم و اطراف و حومه هاى آن روى آوريد زيرا بلا از آن دور است».[33]
31. امام رضا (ع) به زکريابن آدم اشعرى فرمودند: «خداوند گرفتارى ها را به واسطه تو از مردم قم برطرف سازد همان طور که به واسطه قبر امام هفتم از مردم بغداد برطرف مى کند».[34]
32. امام رضا(ع) مى فرمايند: «بهشت داراى هشت در است. يکى از آنها براى قمى هاست، خوشا به حالشان و آفرين بر آنان و آفرين بر آنان».[35]
33. از گروهى از اهل شهر رى نقل شده است؛ خدمت امام صادق (ع) رسيدند و گفتند: ما از اهل رى هستيم. امام فرمودند: «درود بر برادران ما از اهل قم!» آنها گفتند: ما از اهل رى هستيم. امام(ع) همان جمله را تکرار کردند. آنها چند بار آن جمله را تکرار کردند. امام(ع) همان جمله اوّل را پاسخ دادند.[36]
34. اباصلت هروي گفت: خدمت امام رضا(ع) بودم، گروهى از اهل قم بر ايشان وارد شدند، به امام سلام کردند. امام(ع) پاسخ دادند و آنان را نزد خود نشاندند، سپس فرمودند: «درود بر شما، خوش آمديد! شما شيعيان راستين ما هستيد».[37]
35. يکى از اصحاب نقل کرده است: خدمت امام صادق(ع) نشسته بودم، امام(ع) اين آيه را خواندند: «حتّى إذا جاءَ وَعدُ اُليهُما...»[38] يعنى هنگامى که نخستين وعده فرا رسد مردانى پيکارجو را بر شما (بنى اسرائيل) مي فرستيم (تا سخت شما را در هم کوبند حتّى براى به دست آوردن مجرمان) خانه ها را جستجو مى کنند، و اين وعده اى است قطعي. پس ما گفتيم: فداى شما شويم اينها چه کسانى هستند؟ امام سه بار فرمود: «به خدا قسم آنان مردم قم هستند».[39]
36. حضرت عبدالعظيم(ع) مى گويد: از امام عسکري(ع) شنيدم که مى فرمايند: مردم قم و آبه[40] آمرزيده اند زيرا آنان جدّم امام رضا(ع) را در شهر طوس زيارت مى کنند، آگاه باشيد هرکسى او را زيارت کند، و در مسير راه قطره باران به او برسد، خداوند بدن او را بر آتش حرام مي کند.[41]
37. امام حسن عسکري(ع) به مردم قم و آبه نوشته اند: «خداوند از روى مهربانى و بذل و کرمش بر بندگان خود منّت گذارد و پيامبرى همانند محمّد(ص) به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاد، و شما (مردم قم) را براى پذيرش دينش موفّق کرد، و با راهنمايى هايش به شما کرامت و عزّت بخشيد و دل هاى گذشتگان شما (که رحمت خدا شامل حال آنان باد) هدايت را کاشت».[42]
38. حسن بن مثله (جمکرانى) از حضرت مهدى (ع) نقل مى کند که امام (ع) مى فرمايند: «کسى که در آن مسجد (جمکران قم) نماز بخواند همانند اين است که در خانه عتيق (کعبه) نماز خوانده است».[43]
39. از ائمة معصومين (ع) نقل شده است که فرموده اند: «اگر مردم قم نبودند دين تباه مى شد».[44]
________________________________________
[1] . قالَ رَسُولُ اِلله(ص): «اَللّهُمَّ اغفِر لِلاَشعَريينَ صَغيرَهُم وَ کَبيرَهُم». ـ همان، ج 60، باب 38، ص 220.
[2] . الإختصاص، روى على بن محمّد العسکرى عَن أبيه عَن جده عَن أميرالمؤمنين(ع) قال: «قال رَسُولُ اللهِ (ص) لَمّا اُسرِى بِى اِلَى السَّماءَ الرابِعَةِ نَظَرتُ اِلى قُبَّةٍ مِن لُؤلؤءٍ لَها اَربَعَةٌ اَرکانٍ وَ اَربَعَةُ اَرکانٍ اَبوابٍ کَانَّها مِن اِستَبرَقٍ اَخضَرَ، قُلتُ: يا جَبرَئيلُ ما هذِهِ القُبَّةُ الَّتى لَم اِرَ فِى السَّماءِ الرّابِعَةِ اَحسِنَ مِنها؟ فَقالَ حَبيبى محمّد، هذِهِ صُورَةُ مَدينَةٍ يقالُ لَها قُمَّ يجتَمِعُ فيها عِبادُاللهِ المُؤمِنُونُ ينتَظِرُونَ محمّداً وَ شَفاعَتَهُ لِلقيامَةِ وَالحِسابِ، يجرى عَلَيهِم الغَمَّ وَ الَّهَمَّ وَ الاَحزانَ وَ المَکارِهِ» قال فَسَأَلتُ على بن محمّد العسکري(ع) مَتَي ينتَظِرُونَ الفَرَجَ قالَ: «إِذا ظَهَرَ الماءُ وَجهٍ الأَرضِ». ـ همان، ج 57، باب 36، ص 207.
[3] . وَ بإسنادِهِ عَن عَبدالواحد البصرى عَن أبى وائل عَن عَبدالله اليثى عَن ثابت البنانى عَن اَنَسِ بنِ مالِکِ قالَ: کُنتُ ذاتَ يومٍ جالِساً عِندَ النَبي(ص) اِذ دَخَلَ عَلَيهِ عَلى بن اَبى طالِب(ع) فَقال (ص): «اِلَى يا اَبَالحَسَنِ» ثُمَّ اِعتَنَقَهُ وَ قَبَّلَ بَينَ عَينَيهِ فَزَينَها بِالبِيتِ المَعمورِ، ثُمَّ سَبَقَت اِلَيها السَّماءُ الدُّنيا فَزَّينَها بِالکَواکِبِ، ثُمَّ عَرَضَها عَلَى الاءَرَضينَ فَسَبَقَت اِلَيها مَکَّةُ فَزَينَها بالکَعبَةِ، ثُمَّ سَبَقَت اِلَيها المَدينَةُ فَزَينَها بِى، اِلَيها الکُوفَةُ فَزَّينَها بِکَ ثُمَّ سَبَقَت اِلَيها قُمَّ فَزَينَها بِالعَرَبِ وَ فَتَحَ اِلَيهِ باباً مِن اَبوابِ الجَنَّةِ». ـ همان، ص 212.
[4] . قالِ الامام عَلي(ع): »سَلامُ اللهِ عَلى اَهلِ قُم وَ رَحمَةُ الله عَلى اَهلِ قُم... هُم اَهلُ رُکُوعٍ وَ خُشُوعٍ وَ سُجُودٍ وَ قِيامٍ وَ صِيامٍ هُمُ الفُقَهاءُ العُلَما هُم اَهلُ الدّين وَ الوِلايةِ». ـ قمى، شيخ عبّاس، سفينه البحار، ج 2، ص 446، دارالاسوه، 1363، قم.
[5] . وَقَالَ أَبوُ عَبدِاللهِ الفَقِيهُ الهَمَدانى فِى کِتابِ البُلدانِ إِنَّ أَبا مُوسى الأَشعَرى رُوِي أَنَّهُ سَأَلَ اَميرَالمُؤمِنينَ عَليُ بنَ أَبى طالب(ع) عَن أَسلَمِ المُدُنِ وَ خَيرِالمَواضِعِ عِندَ نُزولِ الفِتَنِ وَالظُهورِ السَيفِ، فَقالَ: «أسلَمُ المَواضِعِ يومَئِذٍ أَرضُ الجَبَلِ، فَاِذا اِضطَرَبَت خُراسانَ وَ وَقَعَتِ الحَربُ بَينَ أَهلِ جُرجان وَ طَبَرِستان وَ خَرِيت سِجِستانَ فَأَسلَمُ المَواضِعُ يومَئِذٍ قَصَبَةُ قُمِّ تِلکَ البَلدَةُ اَلتّى يخرُجُ مِنهااَنّصارُ خَيرُ النّاسِ أَبا "وَ اُما" وَجَدا "وجَدَة" وَ عَما" وَعَمَة" تِلکَ الّتى تُسَمّى الزُّهراءُ بِها مَوضِعُ قَدَمِ جِبرئيلَ وَ هُوَ المَوضِعُ الّذى نَبَعَ مِنهُ المَاءُ الَّذى مَن شَرِبَ مِنهُ أَمَنَ مِنَ الداءِ وَ مِن ذلِکَ الماءِ عُجِنَ الطِّينُ الَّذى عُملَ مِنهُ کَهَيئةَ الطّيرِ وَ مِنهُ يغتَسِلُ الرّضا(ع) وَ من ذَلِکَ المَوضُعِ يخرِجُ کَبشُ اءِبراهِيمَ وَ عَصا مُوسى وَ خاتمُ سُليمان». ـ علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 57، باب 36، ص 217، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق، بيروت.
[6] . عَن ا َبى الحَسَنِ الاَوَّلِ(ع) قالَ: «رَجُلُ مِن اَهلِ قُمَّ يدعُوا النّاسَ اَلَى الحَقٍّ، يجتَمِعَ مَعَهُ قَومُ کَزُبَرِ الحَديدَ، لا تَزِلُّهُمُ الرَّياحُ العَواصِف، وَ لا يمِلُّونَ مَنِ الحَربِ، وَ لا يجنِبُونَ، وَ عَلَى اللهِ يتَوَکَّلُونَ، وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقين». ـ همان، ج 60، باب 36، ص 216.
[7] . و عَن اَميرِالمُؤمِنين(ع) اَنَّهُ قالَ: «صَلَواتُ اَللهِ عَلى اَهلِ قُمَّ وَ رَحمَةُ اللهِ اَهلِ قُمَّ سَقَي اللهُ بِلادَهُمُ الغَيثَ». مر عَن الصادق(ع)ـ همان، ج 57، باب 36، ص 228.
[8] . وَ عَن سَهل عَنِ الحُسينِ بنِ محمّد الکُوفى عَن محمّد بنِ حَمزَةِ بنِ القاسِمِ العَلَوى عَن عَبدِاللهِ بنِ العَبَّاسِ الهاشِمى عَن محمّد بنِ جَعفَرِ أبيهِ الصادق (ع) قالَ: «اِذا اَصابَتَکُم بَلِيةُ وَ عِناهُ فَعَلَيکُم بِقُم فَاِنَّهُ مَأوَى الفاطِميين وَ مُستَراحُ المُؤمنين وَ سَياتِيَ زَمَانٌ ينفَرُ أَولياؤُنا وَ محِبونا عَنّا وَ يبعِدونَ مِنّا وَ ذَلِکَ مَصلَحَةُ لَهُم لِکَيلا يعرَفُوا بِوِلايتِنا وَ يحقِنُوا بِذَلِکَ دِماءِهُم وَ أَموالَهُم وَ ما أرادَ أَحَدٌ بقمِّ وَ أَهلَهُ سُوءاً إِلّا أَذلَّهُ اللهُ وَ أبعدَهُ مِن رَحمَتِهِ». ـ همان، ص 214.
[9] . پايتخت گرجستان، اين شهر مدّت ها جزو ايران بوده است.
معظمى گودرزى، پروين، کتاب سبز گرجستان، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى وزارت امورخارجه، 1378، تهران.
[10] . وَ عَن الحَسَنِ بنِ يوسُفِ عَن خَالدَ بنِ يزيدَ عَن اَبى عَبدِاللهِ(ع) قالَ: «اِنَّ اَللهَ اِختارَ مِن جَميعِ البِلادِ کُوفَةَ وَ قُمَّ وَ تِفليسَ». ـ همان، ص 213.
[11] . رُوِى عَن سَعدِ بنِ عَبدالله بنِ أَبى خَلَفَ عَن الحسن بنِ محمّد بنِ سعد عَن الحَسَن بنِ علي الخزاعى عَن عبدالله بنِ سِنان سَأَلَ اَبو عَبدِاللهِ(ع)، اَينَ بِلادُ الجَبَلِ؟ فَاِنّا قَد رُوينا اَنَّهُ اِذا رَدَّ اِلَيکُمُ الاَمرَ يخسِفُ بِبَضِها. فَقالَ: «اِنَّ فيها مَوضِعاً يقالُ لَهُ «بَحر» وَ يسَّمى بِقُمِّ وَ هُوَ مَعدِنُ شيعَتِنها فأمّا الرّيُ فويلُ لَهُ من جِناحَيهِ و إنَّ الأَمنَ فيه مِن جِهَةِ قمٍّ و أَهلِهِ». قيلَ و ما جناحاه؟ قالَ (ع): «أحدهُما بغدادُ والآخرُ خراسانُ فإنَّهُ تلتقى فيه سُيوفُ الخراسانيين وَ سُيوفُ البَغدادِيينَ فَيجعِلُ اللهُ عُقُوبَتَهُم وِ يهلِکُهُم فَيأوى أَهلُ الرّى إِلى قمَّ فَيوويهِم أهلُه ثُمَّ ينتَقِلُونَ مِنهُ إِلى مَوضِعٍ يقَالُ لَه أردستانُ». همان، ص 212.
[12] . و عَن أحمد بن محمّد بن عيسى عَن الحسن بن محبوب عَن أبى جميله المفضّل بن صالح عَن رجل عَن أَبي عَبدِالله(ع) قالَ: «أِذا عَمَّتِ البُلدانَ الفِتَنُ فَعَلَيکُم بِقُمَّ وَ حَواليها وَ نواحيها، فَاِنَّ البَلاءَ مَدفُوعُ عَنها». ـ همان، ص 214.
[13] . جمر نام نهرى است که پيش از ساخته شدن شهر قم بوده است.
[14] . وَ عَن يعقوب بن يزيد عَن أبى الحسن الکرخى عَن سليمان بن صالح قَالَ: کُنّا ذَاتَ يومِ عِندَ أَبي عَبدُالله(ع) فَذَکَرَ فِتَنُ بَنى عَبّاس وَ ما يصِيبُ النّاسَ مِنهُم فَقُلنا: جَعَلَنا فِداکَ فَأَينَ المَفرَعُ وَ المَفَرُّ فِى ذَلِکَ الزَّمان فقال(ع) «إِلى الکُوفَةِ وَ حَوَالِيها وَ إِلى قمَّ وَ نَواحِيها» ثم قال(ع): «فى قُمَّ شيعَتُنا وَ مَوالينا، وَ تکثُرُ فيهَا العِمارَةُ، وَ يقصُدُهُ النّاسُ وَ يجتَمِعُونَ فيهِ حَتّى يکُونَ الجَمرَ بَينَ بَلدتَهِمِ». ـ همان، ص 215.
[15] . و عَن سهل بن زياد عَن علي بن إبراهيم الجعفرى عَن محمّد بنِ الفُضَيلِ عَن عدّه مِن أَصحابِهِ عَن الصّادق جعفر بنِ محمّد(ع) قال: «إنّ لعلى قمَّ ملکاً رَفرَفَ عَلَيها بِجِناحَيه لا يريدُها جَبَّارٌ بِسُوءٍ إِلا أذابِهِ اللهُ کِذَوبِ المِلحِ فِى المَاءِ» ثم أشار إلى عيسى بن عبدالله فقال(ع): «سَلامُ اللهِ عَلى اَهلِ قُمَّ. يسقِى اللهَ بِلادَهُم الغَيثَ، وَ ينَزِّلُ اللهُ عَلَيهِم البَرَکاتِ، وَ يبَدُّلُ اللهُ سَيئاتِهِم حَسَناتٍِ. هُم أَهلُ رُکُوعٍ وَ سُجُودٍِ وَ قِيامٍ و قُعُودٍ، هُمُ الفُقَهاءُ العُلَماءُ، هُم اَهلُ الدِّرايةِ وَ حُسنِ العِبادَةِ». ـ همان، ص 217.
[16] . و عَن يعقوب بن يزيد عَن محمّد بنِ أبى عُميرِ عَن جميل بنِ دراج عَن زَرارَةِ بنِ أَعين عَن الصّادق(ع) قال: «اَهلُ خُراسانَ اَعلامُنا، وَ اَهلُ قُمَّ اَنّصارُنا، وَ اَهلُ کُوفَةِ اَوتادُنا، وَ اَهلُ هَذا السَّوادُ مِنّا و نّحنُ مِنهُم». ـ همان، ص 214. 1404 هـ ق، بيروت.
[17] . الکشى، عَن محمّد بنِ مَسعُودُ و على بنِ محمّد مَعَاً عَن الحسين بنِ عبيدالله بن على عَن أحمد بن حمزة عَن عمران القمى عَن حَمّادِ النابِ قالَ: کُنّا عِندَ أَبى عَبدِاللهِ(ع) وَ نَحنُ جَماعَةُ اِذ دَخَلَ عَلَيهِ عِمرانُ بن عَبدِاللهِ القُمّى فَسَأَلَهُ وَ بَرِّه وَ بَشَّهُ، فَلَمّا اَن قامَ لِاَبى عَبدِاللهِ(ع) مَن هذَا الَّذي بَرَرتَ بِهِ هذَا الَّذى البِرَّ فَقالَ(ع): «مِن اَهلِ البَيتِ النُجَباءِ ـ يعنى اَهلَ قُمَّ ـ ما اَرادَهُم جَبّارُ مِنَ الجَبابِرَةِ اِلّا قَصَمَهُ اللهُ». ـ همان، ص 211.
[18] . وَ مِن رِواياتِ الشَّيعَةَ قُم وَ أَهلِها ما رَواهُ الحَسَنَ بن عَليٍّ بن مُوسى بن بابويه بِأَسانيد ذکَرَها عَن أبى عبدالله الصّادق(ع) أنَّ رَجُلاً دَخَلَ عَلَيهِ فَقالَ يا ابنَ رِسولِ اللهِ إِنى أُريد أَن أسأَلکَ عَن مَسألةٍ لَم يسأَلکَ أَحَدٌ قَبلى وَ لا يسأَلَکَ أَحَدٌ بَعدى فَقالَ(ع): «عَساَکَ تَسأَلنى عَن الحَشرِ وَ النّشرِ» فَقالَ الرَّجُلُ أى وَ الّذى بَعَثَ محمّداً بِالحَقِّ بَشرا ما أَسأَلَکَ إِلّا عَنهُ فَقالَ (ع): «مَحشَرُ النّاسِ کُلُّهُم اِلى بَيتِ المُقَدَّسِ اِلّا بُقعَةِ بِاَرضِ الجَبَلِ يقالُ لَها قُمُّ، فَاِنَّهُم يحاسِبُونَ فى حُفَرِهِم وَ يحشَرُونَ مِن حُقَرِهِم اِلَى الجَنَّةِ» ثُمّ قالَ: «اَهلُ قُمَّ مَغفُورَ لَهُم» قَالَ فَوَثَبَ الرَّجُلُ عَلى رِجلَيهِ وَ قَالَ يا ابنَ رَسِوُلِ اللهِ هَذا خَاصَةٌ لِاَهلِ قُم، قَالَ: «نَعَم وَ مَنَ يقُولُ بِمَقالَتِهِم» ثُمَّ قَالَ: «أزيدُکَ» قَالَ نَعَم حَدَّثَنى أَبى عَن أَبِيهِ عَن جَدِّهِ قَالَ: «قالَ رَسُولُ اللهِ(ص) نظَرتُ ألى بُقعَةٍ بأَرضِ الجَبَلِ خَضراءَ أَحسَن لَوناً مِنَ الزَّعفرَانِ وَ أَطيبُ رائِحَةً مِنَ المُسکِ وَ إِذا فِيها شَيخُ بَارَکُ عَلَى رَأسِهِ بَرنَسُ فَقُلتُ حَبيبى جِبرَئيلَ ما هذِهِ البقعةُ قَالَ فِيها شِيعةُ وَصِيکَ عَلَيُّ بنِ أبِى طالِبٍ قُلتُ فَمَن الشَّيخُ البارکَ فيها قالَ ذلک إبليسُ اللعينُ عَلَيهِ اللَّعنَةً قُلتُ فَمَا يريدُ مِنهُم قَالَ يرِيدُ أن يصِّدَهُم عَن وِلايةٍ وَصِيکَ عليُّ و يدعُوهُم ألى الفِسقِ و الفُجورِ فَقُلتُ يا جِبرَئيلُ اَهُوَينا إِليهِ فأَهوى بِنا إِليهِ فِى أَسرعَ مِن بَرقٍ خَاطِفٍ فَقُلتُ لَه قُم يا مَلعُونُ فَشَارکَ المَرجَئَةَ فِى نِسَائِهِم وَ أَموَالِهِم لأنَّ أَهلَ قُمٍّ شِيعَتِى وَ شِيعَةً وَصيى عَلَى بنِ أبى طالب». ـ همان، ص 218.
[19] . و عَن محمّد بن قتيبة الهمدانى و الحسن بنِ على الکشمارجانى عَن على بنِ النعمان عَن أَبى الأَکراد علي بنُ مَيمُون الصائغ عَن اَبُوعَبدِالله(ع) قال: «أِنَّ اَللهَ اِحتَجَّ بِالکُوفَةِ عَلى سائرِ البِلادِ وَ بِالمؤمِنينَ مِن أَهلِها عَلى غَيرِهِم مِن أَهلِ البِلادِ وَاحتَجَّ بِبَلدَةِ قُمَّ عَلى سايرِ البِلادِ، وَ بِاَهلِها عَلي جَميعِ اَهلِ المَشرِق وَ المَغرِبِ مِنَ الجِنِّ وَ الاِنسِ وَ لَم يدَعِ اَللهِ قُمَّ وَ اَهلِها مُستَضعَفاً بَل وَفَّقَهُم وَ اَيدَهُم» ثم قال (ع): «أنّ الدّين و أهلَهُ بقمٍّ ذليلٌ وَ لو لا ذلکَ لأَسرَعَ النَّاسُ إِليهِ فَخُرِبَ قمَّ وَ بُطِلَ أهلَهُ وَ سَيأتِى زَمانُ تَکونُ بَلدَةَ قمٍّ وَ أَهلِها حُجَّةُ عَلى الخَلائِقِ وَ ذلِکَ فِى زمانِ غَيبَةِ قائمِنا(ع) إلى ظُهُورِهِ وَ لَو لا ذلِکَ لَسَاخَتِ الأرضُ بِأهلِها وَ إِنَّ المَلائِکَةَ لَتَدفَعُ البَلايا عَن قمَّ وَ أهلِهِ وَ ما قصدَه جَبَّارُ بِسُوءٍ إِلا قَصَمَه قاصمُ الجَّبارينَ وَ شَغَلَه عَنهم بِداهِيةٍ أو مُصِيبَةٍ أَو عَدُوٍ و ينسى اللهُ الجَبَّارينَ فِي دَولَتِهمِ ذَکَرَ قمَّ وَ أَهلِه کَما نَسُوا ذِکَرَ اللهِ». ـ همان، ص 212.
[20] . قال الصادق (ع): اِنَّ لِعَلى قُمَّ مَلکاً رَفرَفَ عَلَيها بِجَناحَيهِ لا يريدُ ها جَبّارُ بِسُوءٍ اِلّا اَدابَهُ اللهُ کَذَوبِ المِلحِ فى الماءِ. همان. جلد 60، باب 38، ص 217.
[21] . عَنِ الصّادِقِ(ع) اِنَّهُ ذکَرَ کُوفَةَ وَ قالَ: سَتَخلُوا کُوفَةُ مِنَ المؤمِنينَ وَ يزارُ عَنهَا العِلمُ کَما تَزأَرُ الحَيةُ فى جُحرَها، ثُمَّ يظهَرُ العِلمُ بِبَلدَةٍ يقالُ لَها قُمَّ. وَ يصيرُ مَعدِناً لِلعِلمِ وَ الفَضلِ حَتّى لا يبقى فِى الارضِ مُستَضعَفُ فِى الدِّينِ حَتَّى المُخَدَّراتِ فى الحِجالِ، وَ ذلِکَ عِندَ قُربِ ظُهُورِ قائِمِنا. ـ همان، ج 60، باب38، ص 213.
[22] . قال الصادق(ع): «فَاَمّا الرّى فَوَيلُ لَهُ مِن جَناحَيهِ، وَ اِنَّ الأمنَ فيهِ مِن جَهَةِ قُمَّ وَ اَهلِهِ»، قيلَ وَ ما جَناحاهُ؟ قالَ(ع): «اَحَدُهُما بَغدادُ، وَ الآخَرُ خُراسانُ». ـ همان، ج60، باب 38، ص 212.
[23] . و عَن محمّد بن سهل بن اليسع عَن أبيه عَن جدّه عَن أبى عَبدِالله(ع) قالَ: «اِذا فُقَدِ الاَمنُ مِنَ العِبادِ وَ رَکِبَ النّاسُ عَلَى الخُيولِ وَ اَعتَزَلُوا النِساءَ وَ الطّيبَ فَالهَربُ الهَربُ عَن جَوارِهِم» فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ، اِلى اَينَ؟ قالَ: «اِلَى الکُوفَةِ وَ نَواحيها اَو اِلَى قُمَّ وَ حَواليها فَاِنَّ البَلاءَ مَدفُوعٌ عَنهُما». ـ همان، ج 57، باب 36، ص 214.
[24] . و بإسناده عَن عفّانِ بَصرِى عَن اَبى عَبدِاللهِ (ع) قالَ لى: «اَتَدرى لِمَ سُمِى قُمُّ»؟ قُلتُ: اَللهُ وَ رَسُولُهُ وَاَنتَ اَعلَمُ. قالَ (ع): «اِنَّما سُمِى قُمُّ لِاَنَّ اَهلَهُ يجتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ محمّد(ص) وَ يقُومُونَ مَعَهُ وَ يستَقيمُونَ عَلَيهِ وَ ينصُرُونَهُ». همان، ص 216.
[25] . و عَن أَحمد بنِ محمّد بنِ عِيسي عَن محمّد بنِ خالد عَن بَعضِ أَصحابِهِ عَن أَبى عَبدِاللهِ(ع) قالَ: «کُنا عِندَهُ جالِسينَ اِذ قالَ مَبتَدِثا خُراسان! خُراسان! سِجِستان! سِجِستان! کَاَنّى اَنظُرُ اِلى اَهلِهِما راکِيينَ عَلَى الجِمالِ مُسرِعينَ اِلى قُمَّ». ـ همان، ص 295.
[26] . «سواد» منطقه اى درعراق ميان دجله و فرات واقع شده است.
دهخدا، على اکبر، لغت نامۀ دهخدا، ج 9، ص 13818، موسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، تهران.
[27] . عَنا َبى عَبدِاللهِ(ع) قالَ: «اِذ عَمَّت البَلايا فَالاَ منُ فى کُوفَةَ وَ نَواحيها مِنَ السَّوادِ وَ قُمَّ مِنَ الجَبَلِ، وَ نِعمَ المُوضِعُ قُمُّ للخائِفِ الطّئفِ». ـ همان، ج 60، باب38، ص 214.
[28] . قال الصادق(ع): «وَ ما اَرادَ اَحَدُ بِقُمَّ وَ اَهلِهِ سُوءً اِلّا اَذَلَّهُ اللهُ وَ اَبعَدَهُ مِن رَحمَتِهَ» ـ همان، ص 215.
[29] . وَ رُوِى محمّد بن الحسين بن أبى الخطّاب عَن محمّد بن الحسن الحضرمى عَن محمّد بن بهلول عَن أبى مسلم العبدى عَن أبى عبدالله الصادق(ع): «تُريةُ قُمَّ مقدّسةُ، وَ اَهلُها مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم لا يريدُهُم جَبارُ بِسُوءٍ اِلّا عُجِّلَت عُقُوبَتُهُ ما لَم يخُونُوا اِخوانَهُم فَاِذا فَعَلُوا ذلِکَ سَلَّطَ اللهَ عَلَيهِم جَبابِرَةَ جَبابِرَةَ سُوءٍ! اَما اِنَّهُم اَنصارُ قائِمِنا وَ دُعاةُ حَقِّنا». ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ اِلَى السَّماءِ وَ قالَ: «اَللّهُمَّ اَعصِمهُم مِن کُلِّ فِتنَةٍ وَ نَجِّهِم مِن کُلِّ هَلکَةٍ». همان، ج 57، باب 36، ص 218.
[30] . و عَن على بن عيسى بَن علي بن محمّد الرّبيع عَن صِفوانِ بن يحيى بَياعُ السّابِرى قالَ: کُنتُ يوماً عِندَ اَبى الحَسَنِ(ع) فَجَرى ذِکرُ قُمَّ وَ اَهلِهَ وَ مِيلِهِم اِلَى المَهدي(ع) فَتَرَحَّمَ عَلَيهِم وِ قالَ: «رَضِى الله عَنهُم وَ هُم خِيارُ شيعَتِنِا مِن بَينِ سائِرِ البِلادِ خَمَّرَ اللهُ تَعالى وِلايتنا فِى طِينِتِهم». ـ همان، ص 216.
[31] . قال اَبوالحَسَنِ(ع): «اِنَّ لِلجَنَّةِ ثَمانِيةِ اَبوابٍ وَ واحِدٍ مِنها لِاَهلِ قُمَّ، وَ هُم خِيارُ شِيعَتِنا مِن بَينِ سايرِ البِلادِ، خَمَّرَاللهُ تَعالى وَلايتَنا في طينَتِهِم». ـ همان، ج 60، باب38، ص 126.
[32] . و عَن سهل بن زياد عَن عَبدِ العَظيم الحَسَنى عَن اءسحاق الناصح مولى جعفر عَنا َبى الحَسَنِ الاَوَّلِ(ع) قالَ: «قُمُّ عُشُّ آلِ محمّد وَ مَأوى شيعَتِهِم، وَلکِن سَيهلِکُ جَماعَةُ مِن شَبابِهِم بِمَعصِيةِ آبائِهِم وَ اِلاِستِخفافِ وَ السّسخريةِ بِکُبَرائِهِم وَ مَشايخِهِم وَ مَعَ ذلِکَ يدفَعُ الله عَنهُم شَرَّ الاَعادِى وَ کُلَّ سوءِ». ـ همان، ج 57، باب 36، ص 214.
[33] . و رُوى مَرفُوعاً إلى محمّد بنِ يعقوب الکُلينى بِإسنادِهِ إلى على بنِ موسى الرِّضا(ع) قال: «إذا عَمَتِ البُلدانَ الفِتَنُ فَعَلَيکُم بِقُمَّ وَ حَواليها وَ نَواحِيها فَإنَّ البَلاءَ مَرفُوعُ عنها». ـ همان، ص 217.
[34] . قالَ الرِّضا(ع) لِزَکَريابن آدَمَ بن عَبدِاللهِ بن سَعدِ الاَشعَرى: «اِنَّ اللهَ يدفَعُ البَلاءَ بِکَ عِن اَهلِ قُمَّ کَما يدفَعُ البَلاءَ عَن اَهلِ بَغدادَ بِقَبرِ مُوسَى بن جَعفَر(ع)». ـ همان، ج 60، باب38، ص 220.
[35] . و عَن سهل عَن أحمَدِ بن عِيسى البزّاز القمى عَن أبى إسحاق العلّاف النيشابورى عَن واسِط بن سُليمان عَنا َبى الحَسَنِ الرِضا(ع) قالَ: «اِنَّ لِلجَنَّةِ ثَمانِيةَ اَبوابٍ، وَ لِاَهلِ قُمَّ واحِدٍ مِنها، فَطُوبى لَهُم، ثُمَّ طُوبى لَهُم». ـ همان، ج 57، باب 36، ص 215.
[36] . رُوِى عَن عِدّةٍ مِن اَهلِ الرّى اَنَّهُم دَخَلُوا عَلى اَبى عَبدِاللهِ(ع) وَ قالوا: نَحنُ مِن اَهلِ الرَي. فَقالَ: «مَرحَبا بِاِخوانِنا مِن اَهلِ قُمَّ»!
فَقالوا: نَحنُ مِن اَهلِ الرِي. فَاَعادَ الکَلامَ، قالوا: ذلِکَ مِراراً وَ اِجابَهُم بِهِ أوَّلاً. همان، ص 216.
[37] . عَن تميم القرشى عَن أبيه أحمد الأنصارى عَن أَبى الصِّلتِ الهِرَوى قالَ: کنتُ عِندَالرِضا(ع) فَدَخَلَ عَلَيهِ قَومُ مِن اَهلِ قُمَّ فَسَلَّمُوا عَلَيهِ فَرَدَّ عَليهِم وَ قَرَّبَهُم. ثُمَّ قالَ لَهُم «مَرحَباً بِکُم وَ اَهلاً1 فَاَنتُم شيعَتُنا حَقّاً. وَ سَيأتى عَلَيکُم يومٌ تَزُورُونَ فِيهِ تُربَتِى بِطُوسَ اِلّا فَمن زَارَنى وَ هُوَ عَلَى غُسلٍ خَرَجَ مِن ذُنُوبِهِ کَيومِ وَلَدَتهُ أمُهُ». ـ همان، ج99، باب5، ص 49.
[38] . قرآن کريم، سوره اسراء، آية5.
[39] . رُوِى بَعضُ اَصحابِنا قالَ: کُنتُ عِندَ اَبى عَبدِاللهِ(ع) جالِساً اِذ قَرَأَ هذِهِ الآيةَ (فَاِذا جاءَ وَعدُ اُوليهُما بَعَثنا عَلَيکُم عِباداً لَنا أوُلى بأسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الديارِ وَ کانَ وَعدَاً مَفعُولاً) فَقُلنا: جُعِلنا فِداک، مَن هؤُلاءِ؟ فَقالَ(ع) ثَلاثَ مَرّاتٍ «هُم وَاللهُ اَهلُ قُمَّ». ـ علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 57، باب 36، ص 216، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق. بيروت.
[40] . «آبه» روستايى است بين شهر قم و ساوه.
[41] . عَن، [عيون أخبارالرّضا(ع)] السنانى عَن الأسدى عَن سهل عَن عَبدِالعَظيم بن عَبدِاللهِ الحَسَنى قَالَ سَمِعتُ عَلِّى بن محمّد العَسکَري(ع) يقُولُ: «اَهلُ قُمَّ وَ اَهلُ آبَةَ مَغفُورُ لَهُم لِزيارَتِهِم لِجَدّى عَلى بن مُوسى الرِّضا(ع) بِطُوسٍ ألا وَ مَن زارَهُ فَاَصابَهُ فى طَريقِهِ قَطرَةً مِنَ اسَماءِ حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَي النّار». ـ علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 99، باب4، ص 38، مؤسسة الوفاء، 1404 هـ ق، بيروت.
[42] . کَتَبَ اَبُو محمّد(ع) اِلي اَهلِ قُمَّ وَ آبَةَ: «اِنَّ اللهَ تَعالى بِجُودِهِ وَ رأفَتِهِ قَد مَنَّ عَلي عِبادِهِ بنِِ بنيهِ محمّد(ص) بَشيراً وَ نَذيراً وَ وَفَّقَکُم لِقَبُولِ دينِهِ وَ اَکرَمَکُم بِهِدايتِهِ وَ غَرَسَ فى قُلُوبِ اِسلافِکُم الماضينَ رَحمَةُ اللهِ عَلَيهِم». ـ قمى، شيخ عبّاس، سفينةالبحار، ج 82، ص 44، دارالاسوه، 1363، قم.
[43] . عَن حَسن بن مُثلَةِ عَن المَهدى (عج) أنَّهُ قالَ: «مَن صَلّاها فکَانَّما صَلّاها (هُما) فِى البِيتِ العَتيقِ». ـ نورى الطبرسى، ميرزا حسين، مستدر الوسائل و مستنبط المسائل، ج3، مؤسسه آل البيت(ع) لاحياءالتراث، قم.
[44] . رُوِى عَنِ الاَئِمة(ع): لَولَا القُميونَ لَضاعَ الدّين» ـ قمى، شيخ عبّاس، سفينةالبحار، ج 2، ص 446، دارالاسوه، 1363، قم.

 

بخش های فرمانداري
پیوندهای ملی

کلیه حقوق مادی و معنوی، متعلق به فرمانداري قم میباشد